|
 |
|
تامایو
دوست ژاپنی من، از من خواست که همراه ایمیل هایی که هراز گاهی برایش می فرستم
تصویری از روزگارم ضمیمه ایمیل کنم چرا که خوش بینانه فکر می کرد که عکاسی می
تواند روشی برای زندگی و مواجهه با چیزها باشد.
من هم همین کار را کردم.
برای دو سال هر بار که چیزی برایش می نوشتم یک تصویر، یک تکه از خاطراتم را با
او قسمت کردم.
در بازخوانی آرشیو ایمیل هایم، تنها به یک چیز فکر می کردم: آیا که
تامایو حق
داشت ؟ |
|
|
|
 | |
 |
|
|
Tamayo, My Japanese friend,
asked me to attach a photo from my routine life with my every sudden email
to her, because she was optimistically thinking that photography can be a
way of living or meeting things.
So I did it well.
Every time, I shared a picture, a piece of my memories with my friend, along
with a short or long letter.
After some time while reviewing my account's sent folder, I came up with a
question: Was she right?? |
|
 | |